نقدی بر فیلم «اعترافات ذهن خطرناک من»

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
لبه تیغ سینمای تریلر
نقدی بر فیلم «اعترافات ذهن خطرناک من»

لبه تیغ سینمای تریلر

 
مهدی تهرانی: فیلم‌هایی را که در چند سال اخیر دیده‌اید مرور کنید. عمده آنها مربوط به سینمای درام خانوادگی یا کمدی و ملودرام‌های اشک‌برانگیز بوده است.
 


احتمالا وقتی در سینمای ایران یک ژانر متفاوت مانند گونه ترسناک یا دلهره یا حتی یک اکشن پرماجرا و تریلر پر از تعلیق ساخته شود همگی تعجب خواهند کرد البته فقر ژانر در سینمای ایران به دلیل نبود پول و سرمایه در این هنر و صنعت است زیرا ژانرهای یادشده در زمره گران‌ترین گونه‌های سینمایی است، اما «اعترافات ذهن خطرناک من» فیلمی در همین ژانر اکشن است با بضاعت سینمای ایران.
 

هومن سیدی در سومین کارش در حالی سراغ یک داستان شلوغ اکشن رفته که فیلم قبلی‌اش «سیزده» اثر تقریبا خوبی از کار درآمده بود. اعترافات ذهن خطرناک من اثر اورجینالی نیست و فیلم کپی مطلق آثار اکشن آمریکایی به‌شمار می‌آید؛ برخی داستانک‌ها کپی بی‌رمق تارانتینویی و برخی دیگر روایت آبکی الیور استون. با این همه، هم این‌که هومن سیدی به سمت یک ژانر متفاوت رفته (فارغ از ضعف‌های اساسی فیلمش) نفس کارش قابل قدردانی و امتیاز اصلی فیلمش به شمار می‌آید.
 

اعترافات ذهن خطرناک من روایت 24 ساعت پایانی از روز پنجم از زندگی مرد تبهکاری است که در مخمصه‌ای عجیب گرفتار آمده است. او نه می‌داند کیست و نه این‌که دور و بر وی چه خبر است. در این گیرودار او فقط دو مخاطب دارد؛ یک زن که ادعا می‌کند همسر اوست و یک مرد بیکاره و مال‌خر خرده پا که مدام به پروپای این مرد می‌پیچد و حال معلوم نیست که کدام راست می‌گویند.
 

هومن سیدی ژانر تریلر را خوب شناخته است. در اعترافات ذهن خطرناک من او معرفی کاراکترها را به گونه‌ای انجام داده که تماشاگر عام نسبت به پرداخت آنها رغبت نشان می‌دهد و دوست دارد سرانجام آنها را بداند. ضمن این‌که توهم نیز از انگاره‌های اساسی پیشبرد قصه است. گنج ماجرا نیز جزو همین معماهاست. در واقع از گنج خبری نیست. گنج اگر واقعیت داشته باشد صد کیلو قرص روانگردان است که سه نفر ماجرا می‌خواهند تمامش را به دست بیاورند. در این مسیر سیدی گاهی رگه‌های فلسفی به داستانک‌ها وارد می‌کند و گاهی دیالوگ‌ها را به صورت پرسش و پاسخ‌های عمیق در می‌آورد.
 

فضای وهم‌آلود داستانک‌ها بخش سیاه‌تری به معماهای اعترافات ذهن خطرناک من داده است. تماشاگر مدام در این برزخ است که آیا آنچه می‌بیند حقیقت است یا این ‌که توهم یک آدم معتاد است که شیشه مصرف کرده و در هپروت فکر و خیال می‌کند. در واقع مرز واقعیت و خیال مدام در حال تغییر است. در این راستا بازی کاراکترهای فیلم بسیار خوب از کار درآمده است.
 

سیامک صفری در نقش اصلی ایفاگر یک معتاد بیکاره پشت‌هم‌انداز است و در ورطه‌ای دیگر به صورت یک قربانی به تصویر در می‌آید.

 



 

عباس غزالی و نگار جواهریان نیز بازی‌های خوبی ارائه داده‌اند. مهم‌ترین جلوه‌گری بازی‌های سه نفر در تعامل آنهاست. در واقع بازیگران نقش مکمل یعنی غزالی و جواهریان بخوبی با صفری هماهنگ و در بسیاری نماها پیشقراول بوده‌اند. این اتفاق یکی از مهم‌ترین امتیازات فیلم است.
 

از منظر تماشاگر خاص، اما اعترافات یک ذهن خطرناک می‌تواند قصه‌ای باشد پر از ادا و اصول یا یک کپی بی‌رمق از آثار تارانتینو و دارای داستانک‌های آبکی از فیلم‌های جنایی خارجی؛ به گونه‌ای که به نظر می‌رسد همه چیز این فیلم عاریه است و هیچ چیز بومی و وطنی ندارد. با این همه از منظر این تماشاگران احتمالا ورود یک کارگردان جوان به ژانری تازه و بازی‌های خوب از امتیازات فیلم به حساب می‌آید. سینمای اکشن هزینه‌بر است.
 

سینمای تریلر بدون اسباب لازم سرصحنه و استودیوهای مجهز و تدوین نهایی در استودیوهای دیجیتال راه به جایی نمی‌برد. سینمای ایران بدون تعارف فاقد چنین زیرساخت‌هایی است.
 

هنوز که هنوز است ساز و کار نمایش یک صحنه تصادف دم‌دستی به شکل ابتدایی انجام می‌گیرد که باعث آبروریزی است. از این‌رو است که وقتی کسی به این نوع ژانر ورود می‌کند این‌قدر شجاعت داشته که پای کاستی‌ها بایستد. اعترافات ذهن خطرناک من از این منظر فیلم قابل احترامی است.
منبع: جام جم

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Top