بی‏ پولی بهانه است

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

tv

مسئولان تلویزیون کمبود بودجه را عامل افت کیفی تولیدات تلویزیون می‌دانند

به گزارش B3dArt ,اصولاً در همه جای دنیا هنر گران است و کار فیلمسازی و تولید جزو صنایع پرهزینه محسوب می‌شود. اگرچه امروز دستمزد بازیگران و کارگردانان درجه یک در مملکت ما چندین برابر حرفه‌های تخصصی است و با فُرم معمول و متوسط جامعه به هیچ وجه قابل مقایسه نیست، اما باز هم می‌دانیم دستمزد بازیگران در کشور مابا هم تایانشان در کشورهای دیگر به هیچ وجه قابل مقایسه و بحث نیست. با این توضیح و تبین گران بودن این کالا (برنامه سازی و در راس آن سریال سازی) حتماً کمبود بودجه موثر است. کمبود بودجه از چند جهت می‌تواند بر پیکره یک اثر دراماتیک تلویزیونی ضربه بزند. به طور حتم بی‌پولی روی بحث کمی و کیفی تولیدات سیما موثر واقع می‌شود وقتی که منابع مالی تأمین نباشد. عملاً تو نمی‌توانی یک فیلمنامه گران از یک نویسنده به نام بخری! وقتی که پول نباشد، قصه‌ها و فیلمنامه‌ها پر از ایراد و از زیر دست نویسندگان درجه چند خارج می‌شوند.
وقتی پول به موقع به پروژه تزریق نشود، شما نمی‌توانی سفارش به موقع یک فیلمنامه را بدهی، و مجبوری در یک زمان محدود با پول کم و ناکافی یک سریال را سفارش بدهی که عملاً نمی‌توان به نویسنده یا تیم نگارش نقد آنچنانی وارد دانست، مگر می‌شود در عرض یک ماه یک سریال ۱۵ قسمتی را نوشت، جمع و جور کرد و به دست تیم تولید داد. قطعاً فیلمنامه‌ای که به موقع سفارش داده می‌شود، از مرحله طرح، سیناپس، شخصیت پردازی تا نگارش و چند باره نویسی را با وسواس و حساسیت پیش می‌برد و همین طور داغ داغ به دست کارگردان داده نمی‌شود، حتماً در این شرایط جریان کیفی تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. پول کافی و به موقع باعث می‌شود، گروه شرایط پیش تولید مناسبی را پشت سر بگذارد و از مرحله فیلمنامه گرفته تا بازدید لوکیشن‌ها و انتخاب بازیگران کار با منطق درستی پیش برود. بارها شنیده شده که بازیگر امروز قرارداد می‌بندد قصه را تلفنی شنیده، شخصیت را یک ساعته شنیده و فردا بدون خواندن فیلمنامه جلوی دوربین می‌رود وخب این می‌شود که بارها دیده‌ایم نقش بر تن یک بازیگر زار می‌زند! شرایط مالی مناسب این فرصت را به تیم تولید می‌دهد تا به جای شوتینگ سه ماهه به یک شوتینگ حداقل پنج ماهه فکر کنند و این یعنی دو ماه هزینه بیشتر که روی کاغذ مبلغ هنگفتی است. سریالی که در حالت نرمال باید در ۵ ـ ۶ ماه تصویربرداری شود، در طول ۳ ماه حتماً پر از عیب و ایراد خواهد بود و مطمئناً میزان حساسیت و وسواس پایین خواهد آمد. اگر هزینه ماهیانه یک سریال را از دستمزد بازیگران و عوامل پشت دوربین گرفته تا لوکیشن، حمل و نقل و تدارکات و… ماهی ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان در نظر بگیریم، قطع به یقین دو ماه کار اضافی مبلغ بزرگی را به پروژه تحمیل می‌کند که در واقع این تحمیل به نفع کیفی پروژه است.
سریالی که پول خوب ندارد و به سراغ بازیگران ارزان‌تر می‌رود شاید در جذب مخاطب و حتی جلب نظر مدیران دچار لطمه شود. حتماً پول در تولید یک اثر تلویزیونی در بحث دکور، موسیقی، خواننده تیتراژ و… موثر است. شما شک نکنید بسیاری از طراحان دکور در برنامه‌های مختلف بر اساس هزینه برنامه طرح می‌زنند، پس شک نکنید برنامه‌ای که دکور شکیل و زیبا دارد فقط سلیقه تهیه کننده در آن دخیل نبوده که بودجه پروژه نیز در سفارش دکور موثر بوده است.
معضل بزرگ آنجاست که در نهایت میزان بودجه که عموماً بهترین و ضعیف‌ترین هزینه است، در سنجش کیفی در نظرسنجی در نظر گرفته نمی‌شود و همه سریال‌ها و برنامه‌ها در یک ساختار با هم به بوته نقد و بررسی و رقابت گذاشته می‌شوند.
اما گویا پول هست!
شواهد و قرائن اما نشان از چیزی دیگر دارد! تولیدات تلویزیون، حضور چهره‌های معروف و… گویای این است که وضع و اوضاع تلویزیون آن طور که می‌گویند بد هم نیست. وقتی ۴ سریال برای ۳ شبکه تولید می‌شود و تا روز آخر تکلیف اینکه کدام شبکه چه سریالی پخش ‌کند معلوم نیست، یعنی اوضاع خیلی هم بد نیست! حضور اسپانسرهای متفاوت و پرقدرت و با منابع مالی قوی در برنامه‌های تلویزیونی اگر چه اوضاع مالی سازمان به سامان نیست. اما بدون شک نشان از این دارد که وضع تلویزیون در بدترین شرایط هم خیلی بد نیست. در واقع این تلویزیون هنوز بهترین محل برای تبلیغات و دیده شدن است و تحت هر شرایطی کماکان چهارچوب تلویزیون در معرفی و جا انداختن هر ارگان و کالایی موثر‌تر واقع می‌شود.
اوایل امسال مدیران مختلف سیما در مصاحبه‌های مختلف ابراز می‌داشتند که:
ـ تلویزیون به دلیل شرایط نامساعد مالی به لحاظ کیفی افت کرده است.
ـ اگر شرایط مالی مناسب بود، حتماً تلویزیون در شرایط بهتری به تولید آثار در گونه‌های مختلف می‌پرداخت.
ـ از تلویزیون بی پول نمی‌توان توقع بیش از این داشت.
ـ بی‌پولی باعث می‌شود تولیدات نسبت به سالهای گذشته افت داشته باشد. اما همانطور که در بالا به آن اشاره شد، وضعیت مالی آنچنان هم قمر در عقرب نیست. در واقع با یک مدیریت مالی صحیح، امروز هم می‌توان تولیداتی قوی‌تر از تلویزیون متوقع بود. گویا انگیزه تولیدکنندگان و سازندگان مثل قبل نیست و این به احتمال زیاد بر می‌گردد به خواسته مدیران و آنچه از همه تولیدکنندگان طلب نمی‌کنند.
توقع مدیران پایین آمده است
گویا مدیران آن توقع همیشگی را از تولیدکنندگان ندارند، وقتی کارگردانی در کارنامه گذشته‌اش کاری قوی‌تر دیده می‌شود. ولی امروز در روزگاری که قطعاً با تجربه‌تر از پیش است شاهد افت در کیفیت کارش هستیم چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟ مگر می‌شود کارگردانی که یک زمان سریال پر سر و صدایی را روانه آنتن کرده و اثرش جزو نمونه‌های موفق تلویزیون محسوب می‌شده، دیگر هیچ اثر موفقی پس از آن به کارنامه‌اش اضافه نشده باشد؟! اینکه حضور اسامی و چهره‌های شاخص مهم است قبول، اما اینکه این افراد مهم بیایند و تلویزیون را زنگ تفریح و یک منبع مالی صرف بدانند، منطقی نیست. اصولاً یکی از منویات مدیران در زمان مدیریتشان کار با افراد صاحب نام و کارگردانان چهره و بازیگران محبوب است، خب این اتفاق تنها به لحاظ مالی نباید یک عدد نجومی باشد، بلکه باید به لحاظ کیفی نیز یک اتفاق مهم در دوران مدیریت آن مدیر محترم محسوب گردد. متاسفانه در سالهای اخیر تولیدات تلویزیون به جز معدودی انگشت شمار، در ردیف آثار متوسط‌ با هم رقابت داشته‌اند نه به عنوان کارهای عالی، ما یک زمان در مناسبت‌های مختلف ماه رمضان، نوروز و… تولیداتی داشته‌ایم که یکی از دیگری بهتر بوده، اما واقعاً اوضاع و احوال امروز تلویزیون خیلی به لحاظ کیفی مناسب نیست. در واقع تلویزیون امروز نتوانسته توقع مخاطبش را به جز در تولیدات خاص برآورده سازد. هر اثر موفقی هم پس از چند صباحی به دکان تبدیل می‌شود و دیگر آن وسواس و حساسیت اولیه را که در تولیدش حس می‌شد، نمی‌بینیم. کار «خندوانه» محبوب پس از چند دوره موفق به جایی می‌رسد که هنرمندان خانم ماشین کنترلی را باید از جایی به جایی دیگر ببرند که این به نظر یک حرکت به سوی عقب است نه پیشرفت به سمت جلو!
مدیران در این شرایط باید ناجی بوده و حساسیت و وسواس همیشگی را روی برنامه‌ها داشته باشند. یادمان نرود وظیفه مدیر تنها دفاع از تولیدات پس از شنیدن نقدهای مختلف نیست. یکی از وظایف اصلی هر مدیر این است که خودش به عنوان یک منتقد، آثار ضعیف را از لبه تیغ بگذراند و اجازه ندهد تلویزیون به یک محل کسب درآمد صرف در حالی که نام هنر و فرهنگ در کنار تولیدات رسانه ملی ضمیمه است، تبدیل شود.
حضور چهره‌های گران در آثار مختلف تلویزیونی نشان از این دارد که تلویزیون بی پول نیست و می‌تواند دخل و خرج خودش را برای تولیداتی قوی تامین کند، به شرط اینکه قرار بر تولید کار قوی باشد. اما این طور که شواهد نشان می‌دهد هر روز تولیدات از قیمت بازیگر و کارگردان بگیر تا اجاره وسایل فنی و اجزای صحنه و… گران‌تر می‌شود. بدیهی است که در این شرایط باید تلویزیون بتواند به یک کیفیت مطلوب دست پیدا کند.
تلویزیون وطنی یا ماهواره
در بدترین شرایط هم مخاطب ایرانی علاقه‌مند است بیننده تولیدات مطمئن تلویزیون خودمان باشد، اما معضل بزرگ اینجاست که آیا ما می‌توانیم با متوسط‌های تولیدی شبکه‌های فارسی زبان رقابت کنیم. چگونه آنها توانسته‌اند در کوتاه‌ترین زمان ممکن گوی رقابت را از ما بدزدند؟! حتماً جواب مستقیماً برمی‌گردد به پول و محدودیت و ممیزی‌ها، هر دو جواب منطقی است، اما این نکته را باید متذکر شویم که تلویزیون ما در همین ادوار هم با وجود همین ممیزی‌ها و بی‌ پولی‌ها، تولیداتی داشته که شبکه‌های ماهواره‌ای را مجبور به تغییر زمان پخش برنامه‌هایشان کرده است.
بی تردید اگر تولیدات داخلی از کیفیتی بالا برخوردار باشند، نیاز نیست ما انرژی بگذاریم به رد تولیدات در شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان، چرا که ناخودآگاه مخاطبان تلویزیون به دلایل مختلف علاقه‌مندند بیننده سریال‌های تلویزیونی خودمان باشند.
پول و قصه و حرف آخر
اما حرف آخر این که ماجرای پول و قصه تاثیری مستقیم دارند بر برنامه‌ سازی، در حقیقت بی پولی تاثیری مستقیم بر روی کیفیت فیلمنامه‌ها می‌گذارد و این تاثیر منفی بر بدنه کار لطماتی جبران ناپذیر می‌زند. بارها گفته‌ایم یکی از دلایل افت آثار تلویزیونی، افت فیلمنامه‌ها به لحاظ کیفی است و در گزارش‌های مختلف از زبان نویسندگان شنیده‌ایم که پول کافی برای فیلمنامه‌ها پرداخت نمی‌شود، نویسندگان انگیزه کافی ندارند، نویسندگان همزمان سر چند کار هستند، نویسندگان فرصت کافی در اختیار ندارند، از طرح تا فیلمنامه زمانی منطقی طول نمی‌کشد و… حقیقتاً اگر مبلغ کافی در اختیار تیم نویسنده باشد، (از تحقیق، طرح، سیناپس، نگارش گرفته تا چند باره نویسی) آن زمان می‌توان متوقع بود که یک فیلمنامه قوی و پر و پیمان در دست تیم تولید است، حرف آخر این که برد و باخت یک اثر تلویزیونی در قدم اول مستقیماً برمی‌گردد به یک فیلمنامه قوی و غنی، اتفاقی که هر بار رخ داده و باعث شده موفقیت از روی کاغذ به قاب تلویزیون منعکس شود. ای کاش بخشی از این پول خوب را به جای اینکه تنها خرج چند بازیگر بزرگ و به نام و چهره کنیم به فیلمنامه هم اختصاص دهیم. شک نکنید بازیگران نیز راضی‌اند درصدی از دستمزدشان را نگیرند، اما بازیگر فیلمنامه‌ای باشند که به لحاظ قصه، تعلیق‌، کشمکش‌های دراماتیک و شخصیت‌های پرداخت شده، اثری بی چون و چرا باشد.
اگر مدیران متوقع‌تر باشند، فیلمنامه‌ها با وسواس و حساسیت بیشتری چک شوند و فرصت کافی در اختیار تیم تولید قرار بگیرد حتماً شرایط آثار نمایشی سیما به مراتب بهتر از این می‌شود و نکته پایانی دیگر اینکه بیاییم کیفیت تولیدات تلویزیونی را صرفاً به گردن بی پولی نیاندازیم، چرا که قطعاً فاکتورهای مختلفی در افت تولیدات سیما موثر هستند.

منبع:بانی فیلم

telegramb3dart

عضویت در کانال رسمی تلگرام 

B3dart

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Top